شيخ ذبيح الله محلاتى

85

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

پس شهادت خود را در اين حريرة رقم كردند جبرئيل عرض كرد چون اين كار بپاى رفت خداوند مرا فرمان داد كه اين حرير را بر تو عرضه دارم آنگاه خاتم مشك برزنم و بنزد رضوان بوديعت بسپارم بالجمله بعد از شهادت فرشتگان بمزاوجت على و فاطمه خداوند امر كرد كه شجره طوبى حمل خود را از حلى و حلل بجمله نثار كرد و فرشتگان برچيدند و حور العين برگرفته‌اند و يكديگر را تا روز قيامت هديه كنند و بدان مباهات فرمايند يفنى الزمان و لا يحيط بوصفهم * أ يحيط ما يفنى بما لا ينفد محاسن من مجد متى يقرنوا بها * محاسن اقوام تعد كالمعائب خلقت محامدها الشريفة و العلى * بمثابة الارواح فى الابدان تزويج فاطمهء زهراء ( ع ) با على مرتضى ( ع ) در زمين ( نا ) چون خداوند جل‌جلاله فاطمه را با على كابين بست جبرئيل را فرمان داد كه سلام مرا بمحمد حبيب من برسان و او را بگوى كه من فاطمه را در آسمان با على عقد بستم تو نيز او را با على تزويج كن و ايشان را بشارت بگوى به دو غلام زكى نجيب طيب طاهر خير فاضل در دنيا و آخرت چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين كلمات را اصغا فرمود على عليه السّلام را طلب داشت و شرح آن جمله را با وى بگذاشت آنگاه فرمود اى ابو الحسن سوگند با خداى كه آن فرشته بر در بايستاد و عروج نداد تا گاهى كه حكم خدا را با تو شرح كردم هم‌اكنون طريق مسجد پيش دار كه من از قفاى تو خواهم شتافت و ترا خواهم دريافت و بر زعماى قبايل و صناديد طوايف فضائل ترا برخواهم شمرد و چنان كه چشمان تو روشن شود و همچنين ديدگان دوستانت در دنيا و آخرت لاجرم على از نزد رسول خدا بيرون شد و در خبر است كه ازآن‌پس پيغمبر فاطمه را فرمود كه على ترا از من خواستار آمده است فاطمه در پاسخ سخن نكرد و خاموش نشست رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روان گشت و فرمود اللّه اكبر سكوت او روايت از رضاى او مىكند بالجمله گاهى كه على عليه السّلام طريق مسجد پيش داشت صحابه بر سر راه او انتظار مىبردند تا او را ديدار كنند و بدانند